السيد حامد النقوي
450
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
در ما بعد انشاء اللَّه تعالى مذكور خواهد شد فانتظر و لا تكن من المستعجلين ثامنا فرض كرديم كه مقيد ماندن ثلاثه بامر خلافت مانع اشتغال شان بافاضه و افاده بود و بدين سبب اعلميت شان ظاهر نشد ليكن پر ظاهرست كه اين معنى هرگز موجب آن نمىشود كه ازيشان آثار جهل و ضلال مشهود گردد چه اگر اعلميّت اعلم بلكه علم عالم بوجه من الوجوه مخفى هم مىماند البته ظهور جهل او را سببى نيست بلكه بعد فرض عالم بودن شخصى بحسب شرائط عقليه و شرعيّه فضلا عن كونه الاعلم فرض نتوان كرد كه ازو اثرى از آثار جهل و جاهليت نمايان مىگردد چه علم و جهل هر دو با همدگر ضدّ مىباشند و بلا ريب از حضرات ثلاثه آثار جهالت و اعلام ضلالت به نحوى ظاهر و آشكار گرديده كه قابل ستر و كتمان نيست پس چگونه كسى برايشان حظى از علم و اعلميت ثابت بلكه متخيل خواهد دانست ما هذا الا اختلاق لا يطور به اهل النفاق فضلا عن اهل الوفاق تاسعا آنچه بنبانى گمان نموده كه چون جناب امير المؤمنين عليه السّلام در زمان خلافت خلفاى ثلاثه فارغ بود لهذا بافاضه و افاده مشغول ماند و كسانى كه ادراك شرف صحبت جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نكرده بودند به خدمت آن جناب آمدند و از آن جناب اخذ كردند اگر اين زعم او اقتران بصواب مىداشت لازم بود كه در زمان وصول خلافت ظاهرى بآنجناب اين سلسله انقطاع يابد و اشتغال آن جناب بامور خلافت عموما و بحروب ناكثين و قاسطين و مارقين خصوصا مانع آن گردد حال آنكه بر ناظر بصير كالصبح المنير واضح و لائحست كه هرگز آن جناب در زمان خلافت ظاهرى خود از از افاضه و افادهء خلق بازنماند و اصلا رجوع مردم در عهد عدالت مهد آن جناب نسبت برجوع مردم در زمان خلافت خلفاى ثلاثه كمتر نشد بلكه با وصف اشتغال آن جناب بعظائم امور جهاد و تدويخ لئام اوغاد رجوع مردم بآنجناب در اخذ علوم از ازمنهء سابقه هم بيشتر صورت گرفت و امر افاضه و افاده خلق يوما فيوما در ازدياد آمد و آثار اعلميت آن جناب در انجلا و ظهور انور من الشمس المضيئه و اظهر من النهار الشامس مشهود گرديد پس ظاهر شد كه آنچه بنبانى امر افاضه و افاده آن جناب را در عهود ثلاثه و رجوع مردم را بسوى آن جناب مبنى بر تفرغ گمان نموده خيال باطل و زعم عاطلست عاشرا اظهار بنبانى درين كلام بىنظام خود كه در عهود ثلاثه صرف كسانى كه ادراك شرف صحبت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم